تهران: شهری با دو چهره
جبرائیلی میگوید: «تهران که روزگاری موتور محرک اقتصاد ملی بود، امروز بیشتر به مرکز تمرکز سرمایه و مصرف تبدیل شده است.» او شکاف میان شمال و جنوب تهران را «گویی دو جهان جداگانه» توصیف میکند که نماد نابرابری شدید درآمدی است.
سیاستگذاری به نفع سوداگری
به اعتقاد او، بسیاری از تصمیمهای اقتصادی بر اساس منافع کوتاهمدت سرمایهگذاران و نه عدالت فضایی گرفته میشود. سیاستهای مالیاتی و زمین، بیش از آنکه به اشتغال پایدار کمک کند، در خدمت ساختوسازهای لوکس بوده و همین امر، سرمایهها را از تولید صنعتی دور کرده است.
اشتغال: افول مشاغل مولد
جبرائیلی هشدار میدهد که اقتصاد تهران بیش از حد خدماتمحور شده است. صنایع کوچک و متوسط به دلیل هزینههای بالای زمین و انرژی یا نابود شدهاند یا به حاشیه شهر کوچ کردهاند. این روند باعث شده که نیروی کار بیشتر به سمت مشاغل غیررسمی و بیثبات مانند پیکموتوری و فروشندگی سوق پیدا کند.
مسکن؛ ریشه بحران در سوداگری
به گفته دبیر مجمع نظام مسائل استان تهران، مشکل مسکن در تهران کمبود ساختوساز نیست، بلکه تبدیل شدن مسکن به کالای سرمایهای است. خانههای خالی، سوداگری در زمین و نبود مالیات مؤثر، طبقه متوسط را به تدریج از چرخه مالکیت حذف کرده است.
آینده تهران بدون اصلاحات
جبرائیلی هشدار میدهد: «اگر اصلاحات ساختاری صورت نگیرد، آینده تهران چیزی جز فرسودگی اقتصادی، آلودگی، گرانی و ناپدید شدن طبقه متوسط پویا نخواهد بود.» راهکار پیشنهادی او، تمرکززدایی اقتصادی، هدایت سرمایهها به بخشهای مولد و ایجاد مدیریت واحد شهری است.
جمعبندی
تصویر ارائهشده از سوی روحالله جبرائیلی، هشداری روشن است: تهران با وجود سهم بالای خود در اقتصاد ملی، با سیاستگذاریهای ناکارآمد و نابرابری فزاینده، به سوی آیندهای ناپایدار حرکت میکند. نجات پایتخت، نیازمند تغییر جدی مسیر توسعه از سوداگری و مصرف به سمت تولید و عدالت است.

درود بسیار تخصصی وارزمند بود