یادداشت اختصاصی از ابراهیم فیروزی معاون هماهنگ کننده مجمع مشورتی نظام مسائل کشور
در جامعهی ما، کار و تلاش هنوز به اندازهی کافی «ارزش فرهنگی» پیدا نکرده است. بسیاری از مردم از کار زیاد خسته نمیشوند، بلکه از بیثمر بودن تلاششان دلسرد میشوند. وقتی نتیجهی زحمت، نه بر اساس شایستگی بلکه بر اساس رابطه، بخت یا تظاهر تقسیم شود، طبیعی است که انگیزهها فروکش کند و فرهنگ کار آسیب ببیند.
فرهنگ کار فقط به معنی زیاد کار کردن نیست؛ یعنی با وجدان، منظم و هدفدار کار کردن. یعنی باور به اینکه کار، عبادت است؛ نه فقط راهی برای درآمد، بلکه مسیری برای ساختن خود و جامعه. اما امروز، نمایش جای عمل را گرفته است. بسیاری میخواهند «دیده شوند» نه «مفید باشند». و این شاید خطرناکترین بیماری اجتماعی روزگار ماست.
هیچ جامعهای با شعار و حرف پیشرفت نکرده است. ملتهایی که امروز نماد توسعهاند، زمانی تصمیم گرفتند سختی را تحمل کنند و کار را مقدس بدانند. ما هم اگر بخواهیم آیندهای بهتر بسازیم، باید دوباره به کار، تعهد و وجدان کاری برگردیم — نه به عنوان یک اجبار، بلکه به عنوان یک باور.
متاسفانه جامعه امروز ما عادت کرده است به میانبُر زدن، به “راه راحتتر”…
اما هیچکدوم از ملتهایی که پیش رفتن، از مسیر راحت نرفتن.
فرهنگ کار یعنی ایمان به سختیِ درست.
امروز خیلیها دنبال موفقیتن، ولی نه با کار… با شانس، پارتی، یا ویترینسازی.
فرهنگ تلاش داره جاشو میده به فرهنگِ نمایش.و جامعهای که کارو ارزش ندونه، دیر یا زود محکوم به سقوط است.
تا وقتی کار فقط “وظیفه” است، پیشرفت اتفاق نمیافتد. اما باید دانست همین وظیفه اگر
تبدیل به “اعتقاد”، شود جامعه جان تازه ای خواهد گرفت.
فرهنگ کار زمانی زنده میشود که هر فرد، حتی در کوچکترین نقش خود، احساس کند تلاشش معنا دارد. جامعهای که قدر زحمت را بداند، هیچگاه فقیر نخواهد شد.
این بدیهی است که هیچ جامعهای با حرف رشد نکرده و انجا رشد میکنیم که کار، تعهد و وجدان کاری بشود افتخار، نه زحمت.
کار کردن فقط نون درآوردن نیست، شخصیت ساختن است.
